no-img
ام ای پدیا

دانلود سمینار در مورد طلاق


ام ای پدیا

ادامه مطلب

DOC
دانلود سمینار در مورد طلاق
doc
اسفند ۲۱, ۱۳۹۵
قیمت هر صفحه 105 تومان
تعداد صفحات: 24 صفحه
۲,۵۰۰ تومان
۲,۵۰۰ تومان – خرید

دانلود سمینار در مورد طلاق


دانلود سمینار در مورد طلاق

فرمت قابل ویرایش ورد word

  تعداد صفحات: ۲۴ صفحه

 خلاصه ای از فایل

بخش اول: مفهوم طلاق

      طلاق هم معنای لغوی دارد و هم مفهوم اصطلاحی که اول معنای لغوی و سپس معنای اصطلاحی آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

الف : طلاق در لغت

     « طلاق به معنی تطبیق یعنی رها کردن است مانند سلام که به معنی تسلیم است، یعنی رها کردن شرعی» (طریحی، ۱۴۱۶، ۲۰۷ ).

     «طلاق برداشتن حصر است، خواه این حصر طبیعی باشد، یا این حصر با قید ثانویه باشد، و یا این که این حصر به وسیله ی تعهد ایجاد شده باشد» (مصطفوی،۱۴۰۲،۱۱۱)

     «طلاق : جدایی، در اقرب الموارد گویند : طلقت المرئه من زوجها :بانت»

ایضا بمعنی طلاق دادن (کنار کردن زوجه) آمده درجوامع الجامع فرموده؛ طلاق بمعنی تطبیق است مثل کلام و سلام بمعنی تکلیم و تسلیم. (قرشی،۱۳۷۷، ۲۳۲).

    «اصل طلاق : خارج شدن از عهد پیمان : گفته می شود رها کردم شتر را از محل بستن؛ طلاق دادم زن را یعنی خارج کردم زنم را از عقد نکاح» (راغب اصفهانی، ۱۴۱۳،۵۲۲)

    «طلاق پایان دادن به ادامه راه است و زنی که طلاق داده‌شده است یعنی به ادامه ازدواج پایان داده است» (خلیل بن احمد فراهیدی، ۱۴۱۰، ۱۰۱)

    «طلاق زن: جدا شدن او از شوهرش را گویند [در اینجا طلاق را به معنای جدا شدن گرفته است.](انصاری،۱۳۸۴،۱۳۱۱)»

       از عبارات اهل لغت این گونه برداشت می‌شود که طلاق، به معنای رها کردن، برداشتن حصر، جدایی، خارج شدن از عهد و پیمان، پایان دادن به ادامه ازدواج جدا شدن از همسر، واگذاشتن و گسستن آمده است.

ب: طلاق در اصطلاح

    در این قسمت درپی آن هستیم تا مفهوم طلاق را از نظر فقهاء مشهور امامیه و از دیدگاه برخی از حقوقدانان جمع آوری نماییم

     و شرعاً ازاله قید النکاح بصیغه طالق و شبهها طلاق در اصطلاح فقه اسلامی : عبارت است از زائل کردن قید ازدواج بالفظ مخصوص (نجفی، بی تا، ۲/۳)

     «الطلاق و هو ازاله عقد النکاح بغیر عوض بصیغه طالق» طلاق زائل کردن قید ازدواج به غیر عوض است (در مقابل طلاق خلع و مبارات که طلاق به عوض هستند به صیغه طلاق) شهید ثانی، ۱۱،۱۴۱

     «الطلاق لفظ انشای وضعه الشارع سیالا زاله قید النکاح ابتداء ای من غیر اعتبار غیره فخرج الفسخ بخیارکعیب أو عتق، و الصریح لفظ منفرد و هو حقیقه شرعیه دال بالمطابقه علی ازاله عقد النکاح ابتداء و قبل الصریح هو الذی لایتوقف وقوع الطلاق به علی النیه أی لایتوقف علی علامه غیر هاله علنیه… (فخر المحققین حلی، ۱۳۸۷،۳۰۶).»طلاق لفظ انشائی است که شارع مقدس قرار داده است او را سبب زائل کردن عقد نکاح ابتدا و خارج می‌شوند خیار عیب و آزادی و این حقیقت شرعی است که دلالت می‌کند به مطابقت بر ازاله ی عقد نکاح ابتدا

   «الفراق ازاله عقد النکاح بسبب شرعی، و یدخل فیها الطلاق، و هو ازاله عقد النکاج بصیغه» طالق، من غیر عوض.

    «فراق از بین بردن عقد نکاح است به سبب شرعی و داخل در فراق است طلاق، زیرا طلاق از بین بردن عقد نکاح است به صیغه‌ی طالق بدون عوض» (شهید اول، ۱۴۱۴،۲۲۱ )

   «ازاله قید النکاح بصیغه طالق و شبهها؛ و یقال الرجل امرائه تطلق وطلقت هی تطلق طلاقها، فهی طالق و طالقه»

    «از بین بردن عقد نکاح به صیغه ی طالق و شبه طالق است و گفته می شود مرد زنش را طلاق داد ه طلاق دادنی …»(شهید ثانی،۱۰،۱۴۱۳)

   «و شرعاً ازاله عقد النکاح و هوإمامن قبیل التخصیص اوا النقل، والاول اولی لما تقرّر فی الاصول ولا یقع عندنا إلابلفظه الصریح الدالّ علی الجمله بالمواطاه»

   «و شرعاً ازاله ی قید نکاح یا به سبب تخصیص است این ازاله یا به سبب نقل است که اولی اولویت دارد… » (فاضل مقداد،۱۴۱۶،۲/۲۴۹ )

   «طلاق ازاله عقد نکاح است بسبب تخصیص یا نقل با گفتن (انت) یا هر کلمه ای که مثل آن باشد، (طالق) و طلاق از سوی کتاب، سنت و اجماع جایز شمرده شده است» (اسدی حلی،۱۴۰۷، ۴۴۰ )

   «الطلاق مشتق من الاطلاق، یقال: اطلق قیده إذا احلّه، ثمّ نقل الی ازاله عقد النکاح من غیر عوض بصیغه طالق…

    «طلاق گرفته شده از اطلاق است زیرا گفته می‌شود باز کرد گره او را زمانی که بسته بود، پس نقل شده به سوی ازاله ی عقد نکاح بدون عوض به صیغه‌ی طالق» (خواجوی مازندرانی،۱۱۷۱، ۱۰۰)

  «کتاب الطلاق وهو ازاله قید النکاح بغیر عوض، بصیغه» طالق وما فی معناه حیث قلنا به مع الشرایط المعتبره.

  «طلاق ازاله عقد نکاح است به غیر عوض به وسیله صیغه و آنچه در معنی طالق است [مشهور فقها فقط طالق را قبول دارند] زیرا ما قائل به این هستیم که هر کلمه ای که به معنای طالق باشد اشکال ندارند، البته با سائر شرایط معتبره.»(طباطبایی،۱۹۵،۱۴۱۷ ).

  «اصل در معنای طلاق آزاد شدن از قید و بند است ولی به عنوان استعاره در رها کردن زن از قید ازدواج استعمال شده؛ و درآخر به خاطر کثرت استعمال، حقیقت در همین معناگشته است، (طباطبائی،۱۴۱۷،۲/۲۳۰)»

  «طلاق باز نمودن رشته زوجیت و رها نمودن زوجه از علاقه و قیود زنا شویی است» (بروجردی، ۱۳۶۶، ۳۳۶)

  «در فقه و حقوق به گشودن پیوند زنا شویی به موجب عقد ازدواج، به الفاظ پذیرفته شده در شرع و قانون طلاق گفته می شود در قانون مدنی ایران مفهوم طلاق مسلم فرض شده و از این رو تعریفی از آن ارائه شده است.» (انصاری، طاهری،۱۳۱۱،۱۳۸۴ ).

  «طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد یا نماینده‌ی او؛ در حقوق امروز ایران طلاق ممکن است به حکم دادگاه خاص مدنی، یا بدون آن واقع گردد.» (صفایی وامامی، ۱۳۸۲،۲۲۵ )

   با قید نکاح دائم در این تعریف؛ نکاح منقطع (متعه) را خارج نموده است. زیرا از طریق بذل مدت از سوی شوهر و یا انقضای مدت صورت می گیرد، و احتیاج به فسخ ویا طلاق نمی باشد.

از نظرماهیت حقوقی در فقه اسلامی و همچنین در قانون مدنی، طلاق جزء ایقاعات است نه عقود که از سوی شوهر یا نمانده ی او واقع می گردد. حتی در مواردی که طلاق بر اساس توافق همسر و شوهر و به صورت طلاق خلع و یا مبارات واقع می شود باز هم یک عمل حقوقی یک جانبه و ایقاع به شمار می رود، زیرا توافق زوجین که شرط یا انگیزه‌ی این نوع طلاق می باشد غیر از خود آن است، گر چه در طلاق خلع پیشنهاد از سوی زن است و کراهت هم از سوی ایشان است ولی در نهایت، آخرین عملی که با اجرای صیغه تحقق می یابد و رابطه ی نکاح را منحل می‌کند یک عمل حقوقی یک جانبه است که ناشی از اراده‌ی مرد است نه از اراده طرفین .طلاق دارای ارکان، اقسام احکام و تشریفات خاصی است که قبل از ورود به این بحثها به جاست که به طور مختصر عقاید مختلف راجع به طلاق را یاد آوری نمائیم.

فهرست

بخش اول: مفهوم طلاق.. ۱

الف : طلاق در لغت.. ۱

ب: طلاق در اصطلاح. ۲

بخش دوم : تاریخچه طلاق.. ۴

در تمدن سومری‌ها : ۴

در تمدن یونانی: ۴

در تمدن هندی ها : ۴

دین یهود. ۴

حقوق کلیسا: ۵

حقوق فرانسه: ۵

حقوق ایتالیا: ۶

حقوق اسپانیا : ۶

حقوق آلمان : ۶

حقوق انگلستان : ۶

حقوق شوروی سابق: ۶

اسلام : ۷

بخش سوم : دیدگاههای مختلف در مورد اصل طلاق.. ۱۰

بخش چهارم: ارکان طلاق.. ۱۱

رکن اول : مطلق (طلاق دهنده) ۱۲

شرط اول :بلوغ. ۱۲

شرط دوم:عقل.. ۱۲

شرط سوم :اختیار. ۱۳

شرط چهارم:قصد. ۱۳

رکن دوم:مطلقه (زن طلاق داده شده) ۱۴

الف:روایات.. ۱۴

ب:قانون مدنی.. ۱۴

شرایط مطلقه. ۱۵

رکن سوم:صیغه طلاق.. ۱۶

رکن چهارم: اشهاد (شاهد گرفتن) ۱۸

بخش پنجم : اقسام طلاق.. ۱۹

الف: طلاق حرام. ۱۹

ب: طلاق مکروه. ۱۹

ج: طلاق واجب.. ۲۰

د: طلاق سنت.. ۲۰

۱- بائن.. ۲۰

۲- طلاق رجعی.. ۲۱

۳- طلاق عدّه. ۲۱

بخش ششم:عده واحکام آن. ۲۲

احکام طلاق.. ۲۲

 



موضوعات :
حقوق

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *